تبليغاتX
نانو خز(خیل)
واسه دلخوشی خودم و خودت
 جوادیسم
ابو دلقك خراساني در جلد سوم از كتاب پله پله تا ملاقات جواد به تفسير واژه ي جواد پرداخته .او واژه ي جواد را برگرفته از مشتق ساده ي بن مضارع كلمه ي جوات ميداند و نيز اشاره دارد كه كلمه ي جوات توسط يكي از فرماندهاي شجاع لشكر رم به نام جواتينوس  وارد زبان فارسي دري شده جواتينوس اصالتا ايراني بوده ( پدر و مادر او كه ترك بودن اورا به علت كمبود امكانات در دوران طفوليت براي ادامه تحصيل به رم فرستادن)او در جنگ ايران و رم با حمل پرچم يا ابوالفضل علاوه بر نشان دادن ارادت خود به ائمه باعث تقويت معنوي لشكر ايران شد و رم شكست خورد و سپاه ايران براي قدر داني از زحمات وي اورا به ايران دعوت كردن و دختر شاه وقت كشور را به او دادن كه دستاورد اين ازدواج 2 فرزند با نام هاي جواتي و جواتيه بود و اين گونه واژه جوات وارد ايران شد .در اوايل قرن 16 ميلادي يكي از نديدگان جواتينوس كبير به نام چراغ موشی گنابادی واضع مكتب جواتيت شد و پس از جنگهاي صليبي بيشمار پرچم فرقه جواتيت به اهتزاز در امد.ابو دلقك در جلد چهارم كتاب خود اشاره دارد به اينكه: عبدالقادر ماست بند از اهالي قره تپه ي سفلي در سخراني جنجالي خود در سوم ژوئن سال 1912 ميلادي در باقر اباد ورامين به جاي واژه جواتيت از جواديت استفاده كرد كه طي 24 ساعت سر وي به تيغه ي گيوتين سپرده شد كه بعدها توسط دانشمندان وقت ثابت شد كه در واژه جوات بر روي (ت) اعلال قلب صورت ميگيرد و به جواد تبديل ميشود.

تا اينكه در سپتامر 1980 ميلادي فرقه ي جواديت توسط برادران يساري به استقلال كامل رسيد انها ابتدا محله جواديه را به عنوان قلمروي مطلق خود انتخاب كردن سپس رنك زرشكي و گوجه اي را رنگ ملي و واضع تيپ جوادي شدند( شلوار خمره اي و كمربند پوست ماري وبلوز پيچ اسكن املتي و پشت مو )انها جواد يساري و عباس قادري را براي سرودن اشعار و الفاظ جوادي انتخاب كرده ونيز به واسطه ي امام جواد و جواد خياباني به اسلام و ورزش گرايش پيدا كردن.و از جمله ابداعات انها برچسب رنگي بيمه ي ابوالفضل و رفيق بي كلك مادر در سيستم اتوبوس راني و سندل با جوراب وسگك كمربند وپيل و اپل و نيز ركورد دار چسباندن شونصد تا سي دي در جلوي جوانان 54 رينگ سپورت نيز هستند.

در اوايل قرن 20 ميلادي فرقه ي جواديت ومدرنيته با يكديگرتلفيق شدن كه يكي از شركتهاي مطرح دنيا براي قدر داني از زحمات اين فرقه نام يكي از محصولات خود كه ابتدا (6600) بود به نامهاي جواد 00 و 66 جواد تبديل كرد كه بيشترين فروش را در ان سال به همراه داشت.

|+| نوشته شده توسط رامتین در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385  |
 و اين نيز مي گذرد!!!!!!!!
يه وقتهايي اوس كريم مي خواد به يكي حال بده يجوري حال ميده كه هفت جد و ابادشم اگه از اين دنيا و اون دنيا همگي جم بشن بگن غلط كرديم بازم فايده نداره دقيقا شده حكايت كار ما كه مثل تبليغ صا ايران ولي عكسشه هروز بدتراز ديروز .تصميم گرفتم بزنم به رگ بي خيالي اتفاقا جواب داد تا اينكه بازم يه اتفاقاتي افتاد كه رگ بي خياليه هم محو شد و ديگه نشد پيداش كنم ديروز ساعت 6 زدم بيرون نمي دونستم كجا دارم ميرم هوا انقدر سوز داشت كه سرمو نمي تونستم بگيرم بالا ببينم كجا دارم ميرم فقط گهگاهي از صداي بلند ضبط ماشينا سرمو ناخوداگاه ميگرفتم بالااز ترس رسوخ سرما تو دستام سيگارمو نمي تونستم از گوشه ي لبم بردارم هميشه عاشق اينطور سيگار كشيدن بودم.زير ساعت يكي از ميدونهاي اين شهر لعنتي كه داشت ساعت 10 نشون ميداد يه تابلوي تبليغاتي سفيد بود كه با خط بزرگ نوشته بود خيلي زود دير مي شود.رفتم تو يه پاركي كه تاحالا نرفته بودم توش يه جاي دنج پيدا كردم يه دستم چاي يه دستم سيگار انگار طاعون زده بود سوت و كور  بود  منم تو حالو هواي خودم
بودم كه يهو يه دستي اومد رو شونهام اروم گفت ميشه اينجا بشينم منم كه از خدام بود گفتم حتما .هنوز كامل نشسته بود كه گفت 14 ماه خدمتم مونده الان 3 ماه كارم اين شده هروز بيام پارك چند ساعتي رو كتاب بخونم كه از فكر و خيال بيام بيرون صداش پر بقض بود  بنظر پسر ساده و حساسي ميومد برام از غم دوري مادر و غم غربت و سختيهاي خدمت و نا رفيق گفت تا اينكه اشكاش در اومد . نمي دونستم چي بايد بگم به قول معروف اگه لالايي بلد بودم خودمو مي خوابوندم يواش يواش اروم شد كه گفت تو تمام درو ديوار پادگان يه جمله هست كه هر موقع فكري ميشم زمزمه ميكنم يه ذره ارومم ميكنه "و اين نيز مي گذرد"ساعت نزديك 12 بوداحساس ميكردم اون سربازساعتها منتظر من بوده كه همين يه جمله رو به من بگه موقع خدافظي بازم گريه ميكرد دست كردم تو جيبم  كه سيگار اخرمو بكشم ولي كبريتم تموم شده بود.
|+| نوشته شده توسط رامتین در پنجشنبه سوم اسفند 1385  |
 دانشجو نما!!!!!!!

از قديم گفتن با هر كي ميخواي شوخي كن ولي با ضعيفه جماعت شوخي نكن كه يه يهو رگ فمنيسمي اونا گل ميكنه ولي چاره اي نيست چون يه وظيفه به گردنم و اگه ماه و تو دست چپم و خورشيدم تو دسته راستم بذاري بازم بيخيا ل ضعيفه جماعت نميشم

توضيحات لازم:از خواهراي كه جنبه ندارن يا ناراحتي اعصا ب يا ناراحتيهاي ديگه دارن و سخت با واقعيت كنار ميان و بدش ميخوان ليچار بار بنده حقير كنن عاجزانه ميخوام كه برن و شر درست نكنن

دختران دانشجوي دانشگاه هاي دولتي و (ازاد) از سال 1 تا 4 :

1- اصولاً وقتي به آنها بگوييد باكلمه ي پسر جمله بساز مخشون هنگ ميكنه طولاني ترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد. در فاصله بين کلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميکنند تا انرژي بگيرند.از لحاظ ظاهري هم كه سيبيل جزو اعضاي ثابت انهاست ابروهاي پر پشت خلاصه بگم سوژه خنده دانشجويان ترم بالايي هستن.توصيه به برادراي گلم اگه به دنبال دوست .... در بين اين اشخاص ميگردين واقعا متاسفم براتون چون اولا پا نميدن و اگه (يکي در هر 10 ميليون سال) يكيشون پا داد همه بهتون به چشمه يه همجنس باز نيگاه مكنن.

۲-با واژهbf آشنا ميشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نيستن ابروها نازک ميشودو سيبيل ناپديد!زیاد  به دست شويي ميروند(ما که نفهمیدیم چرا) و بيشتر از معابر شلوغ و مملو از پسر عبور ميكنن روزايي كه كلاس ندارن به هواي كلاس جبراني ميرن دانشگاه به پسرا جزوه ميدن بطور تصادفي رو صفحه ي اول جزوه يه شعر عشقولانه با بيوگرافي كامل تا كد پستي خونشونو مينويسن تازه ميفهمن تا 4 جلسه ميتونن غيبت كنن

۳-پس از اينكه به چند پسر جواب منفي دادن با جمله هاي معروف(من اهل اين دوستيا نيستم و خوشم نمياد ومن قصد ادامه تحصيل دارم ومن نامزد دارم ....)بالاخره پا ميدن و گرفتار يه پسر خوش خطو خال ميشن ديگه كلاس نميرن اكثرا تو دست شويي مشغول ارايشن کردن هستن. به بوتيكها ي معروف بيشتر سر مي زنن. اسم مارکهای معروف حفظ میکنن  اگه چاق باشن يه مانتو و شلوار 10 سايز كوچيكتر از خودشونو مي پوشن اگه قد كوتاه باشن يه سندل با ارتفاع متغير ميگيرن.تو روز نامه ها دنبال جراح دماغ با نازلترين قيميت ميگردن. معمولا دنبال كلاس خالي ميگردن مامور حراست اونارو با اسم كوچيك صدا ميكنه خيلي تابلو ميشوند!عاشق ميشوند! مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند!مشروط ميشوند!!! ! در عشق شکست ميخورند بازهم مشروط ميشوند

4- دوباره آدم ميشوند.ديگر تابلو نيستند چون جوانان مستعد ديگري جاي آنها را ميگيرند. جاي جاي دانشگاه برايشان خاطره انگيز است مثل بچه آدم اين ترم درس ميخوانند ولي اين دفعه به دنبال تكيه گاهي براي اينده ميگردن با ديد باز به اطراف مينگرند و دنبال يك شخص به اصطلاح گلابي ميگردد تا حسابي انتقام 7 8 تاي قبلي رو ازين بگيرندو با چند بار دعوت شدن به تريا كلي احساس زرنگي ميكند و بعداز سالها فارغ ميشود و.........

 

بعد از دانشگاه: ازدواج ميکنند و رخت بچه ميشورند


 

|+| نوشته شده توسط رامتین در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385  |
 دایرهاللغات خز

سلام تو این ۲۰ روز امتحانا مخم بدجور قفل کرده اگه ما بلد نیستیم مثل شما حرفای خوب بزنیم بخاطر اینکه دی ان ای و گروه خونیمون به این حرفا نمیخوره گفتم ممکنه یه بنده خدایی یه کلمه ی بهش بگن نفهمه حرف خوبه یا بد برای همین یه چند تا کلمه گلچین کردم که ناچارا شئوناتم اسلامی هم رعایت کردم که حاصل این ۲۰ روز امتحاناتمه

 

الف

آخرشه : نهایتشه

آشغال كله : احمق

آشغالانس : ماشین آشغالیهای جدید تهران که چراغ گردون هم دارند

آمار دادن : نخ دادن -توجه کی را جلب کرن
 مترادفها:نخ دادن ،راه دادن                                   

آش و لاش : آسمون جل

آویزون : کسی که مرتبا کنه میشود و بدون دعوت همه جا میرود

اخ کردن: پول رو سریع دادن

انده :نهایته

اسکل: کسی که از همه دنییا بی خبر است

                                        مترادفها:اوشگول- وسکل – شاسگول

                                        اسم فعال: اسگلان تپه

اق زدن: حال بهم خوردن

الاغ تور:الاغ

ان چوچک:آدم عوضی

ان خشكه:ادم خشك مزاج

اوس چون تاب دادن:كسي كه قاطي كرده

  ب

 باحال: خش آیند

بار كردن : تیکه انداختن - فحش دادن

ببند گاله رو : خفه شو

ببو: انسان ساده لوح

بخواب(بخواب لاحاف سرد شد): خفه شو

بروبچ: بچه ها-رفقا

بیریف: درست - ردیف

بگوز : به کسی که حرف مفت میزند مثال: بگوز، بازار مسگراست : حرف مفت میزنی هیچ کس هم نمیفهمه 

بینیم با: برو بابا

بیشین با (بیشین بینیم با) :خفه شو بابا

باقاليا:(اگر منظور شخص باشه به ادم ساده گفته ميشه

اگه مراد از باقاليا مكان باشه به جاي پرت گفته مي شود)

 پ

پارازيت : حرف بد موقع

پا دادن : قبول کردن پیشنهاد -آمار دادن

پایه ای؟: حاضری؟

پیچ: دودره

 ت

 تابلو : واضح و مبرهن

تابل: تابلو

ترکوندن:  ١. تجاوز کردن  ٢.حال کردن   ٣.خوردن اکستسی و به مهمانی رفتن.

ترکمون : آدم ضایع

تریپ: (تیریپ) مدل-برنامه-قیافه

تگری زدن: بالا آوردن بعد از الکل

تو باغ نبودن: در جریان نبودن-حواس پرت بودن

تو پیت نمیگوزم : گل لقد نمیکنم

تو نخ چیزی بودن : تو فکر چیزی بودن

تو راه گوز کسی زدن : به او ضد حال زدن

تو کف چیزی بودن: تعجب از چیزی کردن

تو کف کسی بودن: وقتی یه نفر از یکی دیگه خیلی خوشش میاد میگن  تو کفشه

 ته : نهایت

تیکه اندختن : متلک انداختن

تل بازي :(تلخكي) استعمال نوعي ماده ي مخدر

تهديگي:مراد از نوعي تريپ جوادي

ج

 جواد: (جوات) بی کلاس

جک جواد: اسم جمع واسم فعال جواد

جیگر: تیکه،دختر یا پسری که از لحاظ جنسی جذاب است.

                                            مترادفها: گوشت- مامان
جوهر :با ارزش،ناب

 چ

چاقال : کسی که قابل دعوا نیست

چوس ناشتا:خالي بستن

چوس ناشتا تفت دادن:حرف مفت زدن 

 ح

 حاجیت : اشاره به شخصی که از این کلمه استفاده میکند

حاجيكس:تشديد و تاكيد هويت شخصي

 

خ

خز: جواد

خزوخيل:خيلي جواد(اشاره به يكي از محله هاي قرچك ورامين)

خزاب:باب فعال خز براي تاكيد خز بودن شخص

خفن: به معنی بزرگ-زیاد-مهیب

خوف:وحشتناك- عظيم-حجيم

 

د

 داف:دختره خشگل

داف بازی: دختر بازی

دافی:دوست دختر

داغ کردن: عصبانی شدن

در داف: دخترها

دمبه: کسی که خیلی تنبل است

دمت قیژ : دمت گرم

دمت : دستت درد نکنکه

دم کسی را دیدن: حق حساب را دادن.

دودره:(دودر) به معنای دک کردن(معنی این کلمه در متن مشخص میشود)

دهن کسی کف کرد:  از حرف زدن خسته شد

 ر

ره ده ده: تموم شدن-به آخر رسیدن

 ز

زاقارت: ضایع-سه

زارت: (زرت) ١.  زرشک   ٢.به سرعت(زارتی زد تو گوشم)

زارت غمسون شدن: ازبین رفتن-حالگیری شدن  

زپرشک:  زرشک

زرید : زر زد-حرف مفت زد

زید: دوست دختر،دوست پسر

 سین

سریش : کنه

سنم: آشنایی

سوتی: ضایع

سولاخ : سوراخ

سه:  ضایع

 سه سوت: سریع

سیکتیر : از کلمات آذری وارد فارسی شده به معنی "خفه شو" میباشد

سیکیم خیاری: از کلمات آذری وارد فارسی شده به معنی "بی ثمر و هرزه" میباشد

شین

شاخ شدن: خود را دخیل کردن یا بدون دعوت جایی رفتن

 شصت تیر : با سرعت

شکلات: کسی که فقط حرف دعوا را میزند ولی جیگر دعوا را ندارد

شیلنگ : دراز

شلغم:ادم بيخود و بدرد نخور

ضاد

ضایع: خراب

ضد حال زدن : حال گیری کردن - به کسی که همه برنامه را خراب میکند گفته میشود

 عین

عمرن(عمرا): به هیچ وجه

عمرنات پتاسيم :   عمراً

 

ف

 فاب: (فابریک) دوست دختر یا دوست پسری که فقط با تو باشد.(مثال: مریم فاب منه = مریم دوست دختر منه که با هیچ کس دیگه نیست)

فر خوردن : ترسیدن

فک زدن : حرف زیاد زدن

کاف

گل لقد نمیکنم : حرف دارم میزنم، گوش کن (بادمجان واکس نمیزنم-تو پیت نمیگوزم)

 

کف کردن : تعجب کردن

کل:(کل کل) معنی ادعای سر بودن در یک مورد خاص بین دو نفر- وقتی دو نفر شروع به تیکه انداختن به هم دیگه میشوند تا یکی کم بیاره

كلفت بار كردن :  فحشهای گنده بار کردن

کم آوردن: جا زدن

کنه : کسی که مدام شاخ می شود

 گاف

 گوشت: جیگر

گلابی: ١.کسی که تنبل است   ٢. چاقال

گلوش گير كرد : وقتی کسی از کسی خوشش بیاد

گنده گوزي كردن: ادعای زیادی کردن

گوجه زدن : تگری زدن - شاکی بودن

 لام

لاس خشکه: لاس زدن بی نتیجه

لاوترکوندن: عاشق هم بودن

لجن:هم به نوعي تريپ گفته ميشود هم به شخصي كه

چرك باشه

 میم

مخ زدن :مخ خوردن-عملی که پسر یا دختر برای جذب جنس مخالف(یا موافق)به طرف خود میشود

ميخ شدن : خیره شدن - گير دادن

 نون

نافرم : بد جور

نیم رخ گوز فیثاغورث: استعاره از زشتی

نادخ:نافرم -ناجور

هندونه: اسکل-شاسکول

 ی

یول (یول ممد) : اسکل

 

|+| نوشته شده توسط رامتین در جمعه سیزدهم بهمن 1385  |
 
 
بالا